پریروز مدرسه تموم شد!...
۱۲ سال روی صندلی میخ شدن... ۱۲ سال نگاه معلما کردن بدون گوش دادن به حرفاشون... ۱۲ سال دنبال راهی واسه فرار از کلاس گشتن... ۱۲ سال تقلب نوشتن... ۱۲ سال سر کلاسا خوابیدن، چرت زدن... ۱۲ سال پشت سر معلما حرف زدن... ۱۲ سال با تلاش واسه لغو کردن امتحانا... ۱۲ سال دنبال یه جای دنج تو کلاس گشتن؛ جایی که معلم اونجا نبیندت... ۱۲ سال تظاهر به حرف نزدن و گوش دادن... ۱۲ سال زیر نکته های مهم خط کشیدن... ۱۲ سال شعر نوشتن توی کتاب... ۱۲ سال مکالمه های نوشته روی کتاب من و بغل دستیم... ۱۲ سال با غیبت های غیر موجه... ۱۲ سال با تلاش برای کش دادن تعطیلات نوروز... ۱۲ سال تلاش واسه فرار از مراسم صبحگاه... ۱۲سال لج کردن با قانونای مدرسه... ۱۲ سال با بیدار موندنای شب امتحان و درس خوندن... ۱۲ سال مواجه شدن با سوالای جدید امتحان که تا حالا ازشون هیچی نشنیدی... ۱۲ سال چایی خوردن تو شبای امتحان تا بتونی حداقل نصف کتاب رو بخونی... ۱۲ سال منفی گرفتن توی دفتر کلاسی... ۱۲ سال نشنیدن اسمت موقعی که معلم داره حاضر غایب می کنه... ۱۲ سال با خندیدنای سر امتحان بعد از تقلب های تابلو!... ۱۲ سال شنیدن این جمله تکراری معلم "شما ۲ تا به چی می خندید؟ بگید ما هم بخندیم!" ... ۱۲ سال با آرزو واسه اینکه امروز معلم نیاد... ۱۲ سال با دعا واسه اینکه امروز امتحان نگیره... ۱۲ سال بیخیالی از خراب کردن امتحانا... ۱۲ سال پاپ کرن خوردن و شطرنج بازی کردن و آهنگ گوش کردن سر کلاس... ۱۲ سال بوی خیار پیچیدن توی کلاس...۱۲ سال انتظار برای شنیدن صدای زنگ تفریح.... ۱۲ سال با جلو کشیدن ساعت دفتر واسه اینکه زودتر زنگ رو بزنن... ۱۲ سال با دفتر هندسه و فیزیک و تمرینای شیمی که هیچ وقت نداشتم... ۱۲ سال روزشماری واسه تعطیل شدن... ۱۲ سال میسد کال دادن بی دلیل سرکلاس به موبایل بچه های اونور کلاس... ۱۲ سال با دزدیدن برگه امتحان قبل از امتحان و دسته جمعی پیدا کردن جوابا... ۱۲ سال بحث با معلما که بد درس میدن... ۱۲ سال فکر کردن واسه اینکه چجوری میشه زنگ تفریح رفت از سوپر بقل نوشابه و چیبس و ماست خرید بدون اینکه ناظم بفهمه... ۱۲ سال غایب شدن تو روزای امتحان کلاسی... ۱۲ سال تکرار اینکه معلم پارسال فلان درس رو بهتر از امسال درس می داد... ۱۲ سال با بچه ها بودن و بهانه کردن مدرسه برای دور هم بودن... ۱۲ سال با تابستونایی که بعد از یه ماه باز هوای مدرسه می کردی تا باز تو حیاط رو زمین کنار بچه ها بشینی و حرف بزنی... ۱۲ سال با آرزوی اینکه کاش زنگای تفریح طولانی تر بود... ۱۲ سال با اردوهای مدرسه که با همه محدودیتاش همیشه خوش می گذشت... ۱۲ سال دانش آموز بودن... ۱۲ سال همیشه مقصر بودن... ۱۲ سال صبح زود بیدار شدن با ناله و گله و اینکه "کی تموم میشه؟!" ...... تموم شد!
دلم نمی خواست این ۱۲ سال، فقط ۱۲ سال طول بکشه... کاش تموم نمی شد...

کاریکاتور بچه های کلاس که روی دیوار کلاس کشیدمش... چهارمی از راست هم خوده جناب نقاش هستم!
.:کشک دوم:. |