سه کشک...!!!
 
 
آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
کشکایی که قبلآ سابیدیم
 
جمعه 28 بهمن ماه سال 1384
جنگ

راهپیمایی... کوهپیمایی... سفارت پیمایی!

این مدت ملت خوب ورزش کردنا! هیچ فایده ای که نداشته باشه، لا اقل واسه سلامتیشون خوبه!

یعنی جنگ میشه؟ یعنی امسال شب چهارشنبه سوری یه آتیش بازی واقعی میبینیم؟

کی حاضره سرش شرط ببنده؟ سر اینکه کشته های چهارشنبه سوری امسال هم به تعداد کساییه که از خریت می میرن؟

می ترسم...هر چی فکر میکنم هیچ چیزی بد تر و ویرانگرتر(مرسی کلمه!) از جنگ به ذهنم نمی رسه... خیلی بده که به خاطر حماقت یه سری، یه کشور باید تاوان بده...

 

چند روز پیش خیلی تابلو از پشت شیشه ماشین گرفتم:

چی بگم والا؟!

البته بازم صدرحمت به این هم ولایتی های ما که کلاه می ذارن سرشون...

 

شب های برره هم تموم شد...امروز اخبار گفت دیگه نمی سازن. بدون خدافظی رفتن... مشکوک نیست؟

 اولین سریالی بود که بعد از انقلاب (قبل انقلاب رو نمی دونم. هرکی میدونه، بگه!) نقش یه اِوا رو بین بازیگراش جا داد... خوشم نمیومد؛ از اون اِواهه، از اون "جیگر!""جیگر!" کردنای اون پیرمرده، از کولیگری ها و ... خوشم نمیومد...

.:کشک دوم:.

 بقیه کشکا کجان؟! هوی تنبلا!



تعداد بازدیدکنندگان : 112215


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها