سه کشک...!!!
 
 
آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
کشکایی که قبلآ سابیدیم
 
جمعه 13 آبان ماه سال 1384
حس و حالِ حالووین*!

چند روز پیش هالووین بود، که من اصولآ  فلسفه اصلیش رو کامل نمی دونم ولی میدونم که خداییش حقش نیست که این همه عذاب الهی تو این شب بریزه سر ما!
در راستای اینکه این هندی جماعت رو خدا آفریده واسه تقلید و چسبودن خودشون به اروپایی ها و به خصوص انگلیسی ها، تو این شب هم بیخیال نمی شن و احساس میکنن با تکریم هالووین موهاشون بور میشه!
خلاصه که چشمتون شب بد نبینه... از سر شب هی قر... قر.... زنگ خونرو می زدن!
هیچ کاری واسه این شب نکرده بودن، حتی یه لباس ساده خوفناک هم نپوشیده بودن ولی همه کیسه به دست دمه هم خونه ها زنگ می زدن که بهشون شکلات و شیرینی و هرجیزه شیرینی بدن... ما هم نامردی نکردیم و عمرآ رو هیچ کدومشون در رو باز نکردیم!
پارسال کلی گز داشتیم چون هر کی از ایران اومده بود، به عنوان سوغاتی گز آورده بود، آخه من نمی دونم ایران چیزه دیگه نداره؟ نمیشه برف آورد، نه؟!
خلاصه این گزا رو دستمون باد کرده بود، فقط چشم به در دوخته بودیم این بر و بکز هندی و کره ای بیان بزنگن که این گزای فاسد یا سالم رو بریزیم تو کیسشون!
خوب پارسال هم به ما خوش گذشت هم اونا، هم کمد ما که خالی شد! اما امسال گزامون تموم شده بود، همرو پارسال داده بودیم، رفته بود، واسه همین اصلآ در رو باز نکردیم...
اون سنگ پا ها هم هی زرت زرت زنگ می زدن.... ما هم کل ملت قزوین رو رو سفید کردیم و با وجود صدای بلند و تابلوی تلوزیون که تا شونصد فرسخ اون ور تر می رفت، نزدیک در نشدیم تا بالاخره یکشون  شاکی شد، در رو باز کرد!
پسره چشم فسقلی کلش رو کرده تو خونه میگه: HELOOOOOOOOOOOO!!!!!
روو رو!
منم پریدم در رو تو دهنش بستم و دو بار قفل کردم!

اما چه حالی می داد اینا پشت در با بقچه! هاشون منتظر بودن، منم از تو چشمی در با موبایل ازشون عکس می گرفتم!











*فرق حالووین با هالووین چیه وقتی هر دوش با H نوشته میشه؟!

 
شنبه 7 آبان ماه سال 1384
احمدی‌نژاد فیلتر می شود!


علیک سلام علیکم...
در راستای اینکه ما و عربا کلا عشق تعطیلی و دو دره کردن کار و تلاش! و تحصیل رو داریم، من نمی دونم ما به اونا رفتیم یا اونا به ما؟ یا شایدم هوای خاورمیانه این طور ایجاب می کنه!
به هر حال دست خودمون نیست.... عشق تعطیلی داریم...
ولی تو ایران یه ضد حالایی هست که هر سال هی میگن تعطیلی عید کم میشه، تعطیلی های دیگه کم میشه و ...(که هیچی هم نمیشه!) ولی اینجا هر سال توپ تر از پارسال!
مثلآ ما پارسال به خاطر فوت شیخ زاید(بابا زاید!) ۱۷ روز تعطیل بودیم!
بعد هی بگید چرا این ملت اماراتی انقدر شیخ زاید رو دوست دارن!... من خودم همون پارسال موقع فوتش فهمیدم و به بابا زاید علاقمند شدم!
حالا هی من میگم واسه شادی روحش، سالگردش هم به همون مقدار تعطیل کنیم که همچین یاد و خاطرش زنده شه... حالا سالگرد فوتش رو نگرفید، سالگرد تعطیلات ۱۷ روزه رو که باید بگیریم! نگیریم؟
اما به دلیل مسائل امنیتی دیگه من گیر نمی دم! خواستید تعطیل کنید، خواستید نکنید! ما که خودمون رو تعطیل میکنیم!
عید فطر هم که نزدیکه... اونم یه دو هفته ای تعطیله و ما عزم سفر به وطن را داریم!


راستی احمدی نژاد جدید(به دلیل کثرت جوکای احمدی‌نژادی، کلمه نا مآنوس و بی مفهوم جوک، به احمدی‌نژاد تغییر نام داد!) رو شنیدید؟

میگن:
"می خوان SMS ها رو هم فیلتر کنن که ملت زیاد با احمدی‌نژادهای احمدی‌نژاد(احمدی‌نژاد اول: جوک) حال نکنن دیگه!..."

این آخریه جوک نبودا! میگن اینجوریه... پس تا دیر نشده هرچی احمدی‌نژاده، بفرستید. هرچی SMS عاشقانه دارید بفرستید، که فردا دیر است!


اگه فردا اومدن به جرم تکثیر(بر وزن تشویش) اجواک(جمع جوک بر وزن اذهان) عمومی گرفتنتون، نگید نگفتیا!


تعداد بازدیدکنندگان : 112183


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها