سه کشک...!!!
 
 
آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
کشکایی که قبلآ سابیدیم
 
چهارشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1383
وای ..وای ..وای...اینجا رو...!!!
سلاااااااااااااااااام..به به به...خوبید دوستای گل؟!
واااااااااای که اینجا رو چقدر باز خاک گرفته...این دفعه دیگه اساسیه..!!!!
حالا از اینا گذشته ما خودمون چه قدر دلمون تنگ شده بود برای اینجا..!!شرمنده خلاصه..این امتحانا کم کم داره شروع میشه و از الانم رفتیم پیشواز...
فردا هم امتحان ترم امار دارم...برام دعا کنید..
ببخشید تو رو خدا بازم...زندگیه دیگه...
قربونه همتون..!

 
جمعه 11 اردیبهشت ماه سال 1383
آخ جون ایــــــــــــــــــران!!!! :X
سلام...
خوبید؟
هنوز تو کفید نه؟! ولی خدایی تهیه کننده این فیلمه باید یه پولی، چیزی به ما بده دیگه!
تبلیغ مفتی از این تابلو تر؟!  اونم کجا؟ توی وبلاگ توپی مثه ۳ کشک!
حالا بگذریم... این دفع رو میبخشیم ولی دیگه ازین تکرارا نشه!
خوب حالا ۳ تا خبر! ۲ تا خبر خوب + ۱ خبر بد!
خبر خوب اینکه من و محیا جمعه میایم ایران!!! خبر برش هم اینکه شنبه بر میگردیم!!
حالا تورو خدا مثه دفعه های پیش خجالت زدمون نکنید بیاید فرودگاه و اینا... حالا اگه اومدید گل و شیرینی هم یادتون نره...
خبر خوب دوم هم اینکه ورژن جدید یاهو مسنجر هم اومده گرچه میدونم همتون تقریبآ اون رو دوان لود کردین ولی واسه اونا که نکردن: کلی امکانات باحال و جدید داره!  
اینم یه سری از شکلکای جدیدش: ،  ،   و ....
دیگه چی؟!...
همین دیگه...
فعلآ....

 
جمعه 4 اردیبهشت ماه سال 1383
جرأت مارو عشق است!!!....

سلام ...سلام..۱۰۰ تا سلام..!
خوبید؟! چه خبرا؟!
ای بابا دیگه یه عده از رفقا بی معرفت شدن و ما رو یادشون رفته... بیخیال ما چاکر همه هستیم...  مخصوصا دوستای وفادار... (دیگه برای دوستان حسابی نوشابه باز کردیما...شما هم ما رو یادتون نره..!) البته بحث بحثه بی معرفتی نیست، بیشتر خرخونی مطرحه؟!
خوب بگذریم...

آخ آخ آخ
...! آقا ما چهارشنبه با دوستای محیا رفتیم سینما...! کلی خندیدم و خوش گذشت....جای همتون خالی بود...رفتیم فیلم ترسناک...واااااااااااااااااااااااااای عالی بود...(یکی نیست این وسط بگه: حالا خودمونیم، خندیدی یا خودتو ... کردی!!!) خیلی باحال بود... اولآ این فیلمه ۱۸+ بود، چون مثلآ خیلی ترسناک بود، البته من که میتونستم برم ولی محیا و دوستاش یه ۱ سالی کم داشتند این یارو مسولای سینما هم گیر بودن. خلاصه ما بیلیت گرفتیم و داشتیم عکسای فیلمرو نگاه می کردیم یه دفعه یارو اومد گفت:
 " excuse me! which film do you want to see? scooby doo2?"( به یک شبه چلنگر سریعآ نیز مندیم!)
یارو کلآ هممون رو قهوه ای کرد! ما قیافه هامون این شکلی شد:   به هر حال هر چی که باشیم ۲ سالمون که نیست که!
گفتیم : "scooby doo2? no!!! Gothika!!!"
خلاصه بعد از یه گیر بازی دیگه، رفتیم پاپ کورن و نوشابه گرفتیم که موقع فیلم بخوریم و زیاد نترسیم
..... رفتیم توی سالن ولی قبل از فیلم و موقع تبلیغاش همش تقریبا تموم شده بود... از هیجان همرو خوردیم قبل فیلم... آخه نامرد تبلیغاش هم ماله فیلمای ترسناک دیگه بود..!!
سره همین تبلیغه محیا میگفت: آقا میرم الان به یارو میگم:
 " sorry! sorry! I'm 17! I'm 16! I'm 15! I'm 14! I'm 13! I wasn't born!
 آخ! خلاصه فیلم شروع شد
... خیلی فیلمش عالی بود... از این فیلمای کلیشه ای  و تکراری که ۲ تاپسر با ۲ تا دختر میرن تو جنگل و یکی میاد همشون و می خواد بکشه نبود که ...! خیلی باحال بود!
اینم عکسش:



جریان یه زنه روانشناسه بود که ...
تعریفش رو بیخیال!
ولی خیلی باحال بود، به دوستایی که امکان رفتنش رو دارن شدیدآ تجویز میشه! حالا گذشته از اینا موقعی که فیلم تموم شد یارو مسول سالن اومد اسپری خوشبو کننده زد! یعنی دور از جون ما ، موقع تماشا تعادل خودمون رو از دست دادیما و .... !
به هر حال هر چی بود گذشت ولی محیا از اون موقع تا حالا جرأت نکرده بره حموم!
تا بعد...



تعداد بازدیدکنندگان : 112212


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها