سه کشک...!!!
 
 
آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
کشکایی که قبلآ سابیدیم

جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 25 شهریور ماه سال 1382
عمو کشکی خوش اومدی!!!‌D:
سلام!
خوبین!؟
من و محیا از ایران برگشتیم!همه موقعی که میرن سفر ؛ سفرنامه مینویسن ولی سفر ما که سفر نبود!رفتیم تهران و دستمونو زدیم به دیوار؛ گفتیم ساگ ساگ و برگشتیم! ولی خوب به هر حال ایران بودیم دیگه....هر چه قدر ایران باشی خوش میگذره!
و اما یک نفر جدیدآ به جمع ما پیوسته!و اون کسی نیست جز: داداشی کشک بزرگ که پس از فوت او و مراسم کفن و دفن اومدن و این وظیفه خطیر رو به عهده گرفتن و همون طور که میبینین به استخدام وبلاگ توپ ما در اومدن و اون بالا تابلو میکوبند! البته ایشون با مرگ برادر ضربه بدی رو خوردن و دوران سختی رو تحمل کردن و حاضر نبودن که شغل برادر رو ادامه بدن تا نام ایشون از ذهن ها محو نشه ولی سر انجام با اصرار فراوان علی آقا پذیرفتن که بیان پیش ما تا هم راه برادر رو ادامه بدن و هم شغلی واسه خودشون دست و پا کنن!بالاخره چه کاری بهتر از این که واسه ۳کشک کار کنی؟
ولی خارج از شوخی از علی آقا تشکر میکنیم!البته خودشون میدونن که چه شباهتی به قاتل کشک بزرگ دارن ولی به خاطره کار خوبشون ایشون آزاد میشن!
راستی دیدین کشک اول اومده بود تو متن قبلی نظر داده بود؟ من و محیا میخواستیم بهش بگیم: عزیزم کجایی که ما دلمون شده واست اینقدر:(.)
تا بعد


تعداد بازدیدکنندگان : 114052


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها