سه کشک...!!!
 
 
آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
کشکایی که قبلآ سابیدیم
 
دوشنبه 30 تیر ماه سال 1382
صحبت هایه صبگاهی!!!
 

 
چهارشنبه 25 تیر ماه سال 1382
آنچه شما خواستید!!!!!


کشک ۳
:

به به سلام دوستانه خوب و قدیمی!!!
میبینم که هنوز تو کف قیافه های مشکوک مایید و میگید دور از جون اینا کجا کشکن ؟آدمایه به این خوشکلی!!!
اول از همه باید بگم که من هرگونه اعتیاد به موادمخدر و الکل رو تکذیب میکنم!واگر قیافه هامون  واستون آشنا به نظرمیاد احتمالآ یه مدت همبند بودیم.خلاصه من همه ی جرمها از جمله:قتل ,سرقت ,تشویش اذهان عمومی, تشویق جوانان به فساد ,توهین به مقدسات, زیر پا گذاشتن ارزش ها و باقیه جرمایه الکی و غیر الکی رو تکذیب میکنم!
راستی شرمنده که ما یه مدت آپدیت نکردیم و مطلب قبلی و عکس مبارکمون خاک خورد! آخه بالاخره شما نمیدونید چه دردیست دوریه یه کشک از کشکایه دیگه!
خوب خیلی از دوستان تقاضا کردن که ما خودمونو معرفی کنیم! حالا خودتون یه نگاهی به این عکس پایین بندازین:




اَمری باشه؟
راستی آقا رامین!کشک۱ هم اومد اون طرفا!
راستی کسایی هم که خواسته بودن رو لینکیدیم! شما هم لینک بدین تا بی حساب شیم!!!
بابا چه قد راستی راستی شد یه بارم چَپی!!!هه هه هه چه قدر من باحالم!
چَپی (!)چن روز پیش یه جک شنیدم, حالا ضایعمون نکنید بگید بابا من که این جکرو شونصد سال پیش شنیدم و از این جور کلاسا! من تازه شنیدم میگم که شما هم بخندید:
یه روز یه یارو که یه پاش میلنگیده با کشتی تُرکا میره مسافرت. وقتی برمیگرده رفقا ازش میپرسن:خوش گذشت؟ یارو میگه: نه بابا تا یه چیزی میشد میگفتن :لَنگَرو بندازید تو آب!!!!!


همین تا بعد!


 
دوشنبه 16 تیر ماه سال 1382
۳کشک دوباره با همند!

۳تا کشک با هم :




عکس ۳کشک ناشناس......
آرزوی کشکی هم براورده میشه!......
و اما همونطور که گفتم یه فرصتی پیش اومد تا یه بار دیگه مثل روز افتتاح وبلوگمون هر سه تا کشک پیش هم باشن و کشک بخورن.....جاتون خالی الان هر سه حسابی کشک خوردیم و گیجیم و داریم مطلب مینویسیم...

امروز یکشنبست و اولین روزه دوریه ۳کشک از هم. ساعت ۵ بعدازظهره که کشک۳ بدو بدو میره به سمت کامپیوتر و اونو روشن میکنه , میره تو یاهو و تایپ میکنه : se_kashk@yahoo.com و ********** . کشک سه داد میزنه: محـــیــــــــــــــــــا!!! محیــــــــــــــــــا!!! بدو بیا!!!!
صدایی از تو دست شویی میگه : اومدم بابا !!!! ۲ثانیه وایسا!!!!
بعد از ۲ثانیه ( جون خودش) هردو پشت کامپیوتر نشستن.
وای اینجارو! یه e-mail جدید! از کیه؟
..........اِ اِ اِ... آخ جون از کشک یکه!!! :
(متن e-mail ):
Hi..........
black board ...... you are book...... This is apple on the teacher............
دیدید I learn so ماچ english.
BiKazz i am in Canada now..........
Hear so muchخوش میگذره......yourدلburn.
With Love ......Bye
حالا کشک ۳و۲ تو بغله همن!!!! اینجا اوج هیجانه!!!!! وای!!! وای!!! هِی!!!هوی!!!!

و این بود خوابی که کشک۱ پس از کنسل شدن پرواز تو سالن ترانزیت فرودگاه دبی دید!....
بله... و دوباره ما پیشه همیم البته فعلآ چون که پرواز کشک۱ کنسل شد. اینا همه عواقبِ آهی بود که کشک سوم موقع رفتنه کشک اول کشید. که: ای کاش بیشتر میموندید . چقدر کم پیش هم بودیم!
ما فکر میکردیم آدم وقتی کشک میشه دیگه همه چیزش هم کشکی میشه از جمله آرزوهاش ولی بعد از این ماجرا به این نتیجه رسیدیم که یا قدرت آرزوهای کشکی خیلی بیشتر از این حرفاست یا هنوز یه کشک واقعی نشدیم .
ولی کانادا هم خوش گذشتا.........

 
چهارشنبه 11 تیر ماه سال 1382
پس از سفر ....
 


تعداد بازدیدکنندگان : 112217


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها