سه کشک...!!!
 
 
آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
کشکایی که قبلآ سابیدیم

خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1382
سام الیک!گوریل انگوری وارد میشود!!!!

کشک سوم:

چاوووو!!!!بون جورنو!!!! کومستی؟؟؟
اِ !!! حواسم نبود باید فارسی حرف بزنم!!!خوب داشتم میگفتم:

گوریل انگیری وارد میشود!!!
خوب دیگه حالا خودتو از خنده دار نزن بسه!!! من گوریل نیستم!!! منم کشک سه!!!چه عجب ما هم اومدیم!!!
بر و بچز چه خبرا؟
آره دیگه تازه از میلان اومدم!!!! از این جا خبر ندارم!!!! تو راهه رم بودیم که یه دفه هواپیما سقوط کرد و از خواب پریدم!!!حالا....
بابا Forza ایتالیا!!!!!حالیدم خفن!!! فیناله ایتالیایی رو بچسب!!! میلان و یووه!!! وای ی ی ی!!!! چه حالی دارم میکنم! عجب بازییه!!! با میلان زِِِِِِِِِّندگی میکنم!! وای! رئالو بگو!!سوله !!!حال کردم.......بچه ‌‌مادریدیایه پر رو!روشون زیاد شده بود...اه اه اه.....بسه دیگه حالم بد شد...
خب نِدوِد هم که ... دلم واسش سوختا ولی ...نه!!! اصنم دلم نسوخت !بهتر که نیست! بالا خره هرچی نباشه با میلان بازی دارن! تازه کاش دل پیرو و داویدس و تورام هم مصدومی , محرومی چیزی میشدن!
خوب! بگذریم!راستی تا چند روز آینده عکسایه زیبامونو میذاریم حال کنید!!!!
اِ راستی میبینم که استقلال هم سر انجام برد!!!! البته من دیگه بردنه استقلال یادم رفته بود ولی خوب برد!!! به سلامتی!!!!
امروز یه چیزی تو خبرورزشی خوندم که حرف دله من بود :
استقلا!امیدوارم معنایه اشکی که بعد از شکست روی صورت مینشیند را بفهمی...استقلال!امیدوارمبفهمی که فوتبال فقط تیپ زدن و ژست گرفتن نیست...
استقلال!قبلآ تو را خیلی دوست داشتم!از ته دل...اما حالا دیگر مثل سابق نیستی!تو قلبم را شکستی!با احساسم بازی کردی...استقلال!این رسمش نبود!به من بگو آخر چرا؟
خوب دیگه واسه آغاز خوب بود!نه که زیاد هم به فارسی مسلط نیستم سخته!!!!جون خودم!!!!!
فعلآ برم!!!!
فرهاد مجیدی : فقط!!!!
فرانچسکو توتی : فقط!!!!
الساندرو نستا : فقط!!!
فابیو کاناوارو : فقط!!!
پائولو مالدینی : فقط!!!!
خوب دیگه ما خانوادتآ نافمونو با فقط بریدن!!!! البته ماله محیا یه دونه بود ماله من وایسا بشمرم:۱..۲..۳..۴..۵!!!! اِ‌ ! چرا انقد زیادن؟؟؟ خوب دیگه!!! من فقط رو همین جوری گفتم که یه چیزی گفته باشم!!!!مگر نه ۵ تا که دیگه این حرفارو نداره!!!!
خوب دیگه بسه...آها راستی لازم به توضیحه واسه آقا فرزاد که ما ۳تاییم!!! محیا کشک ۲ که وبلاگو ول کرد و رفت و ما رو تهنا گذاشت! کشک۱ هم دختر خالمه! منم خواهره استقلالیه محیا که تعریفشو می کرد!!!کشک ۳ام!!!
شب به خیر!فعلا!!!!

 
شنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1382
تاریخچه سه کشک!!!....

کشک اول:

اول از همه اینو بگم که آقایون و خانوما اگه از وبلاگ ما خوشتون نمیاد لطف کنید اصلا اینجا تشریف نیارید که بعد الکی صفحه نظرات ما رو دچار استهلاک کنید. اگر هم انتقاد سازنده دارید که لطف میکنید مودبانه میگید. اینو گفتم که بعضیا پا نشن مث مگس! بی نام و نشونی یه چیز بنویسن که ما مجبور شیم تحویلشون نگیریم. گفتم مگس چون این روزا خرو گاوا هم دیگه شناسنامه دارن.
امروز تصمیم دارم واستون بگم که چی شد که اسم این وبلآگو گذاشتیم ۳ کشک. اولا ۳ که معلومه که چون ما سه تا دخترخاله ایم . اما ماجرای کشک شدن ما از اونجا شروع میشه که...
یه روز از روزای نوروز ما به مناسبت تعطیلات رفته بودیم خونه ی دخترخاله هامون یا همون دو تا کشک دیگه و از اونجایی که ما سه تا هر وقت میوفتیم پای هم همش مث پیر زنا حرف میزنیم اون روز هم تصمیم گرفتیم که شب تا صبح بیدار بشینیم و از فرصتها حداکثر استفاد رو ببریم.
جای شما خالی اون موقع هم تازه از ایران واسه خالم اینا یه ۶۰۰ کیلو کشک و قرقوروت اورده بودن !!!اونایی که خارج از ایران زندگی میکنن میدونن که این کشکا چقدر میچسبه چرا که این اجنبی های بی ذوق این همه که پز داشتن بهترین و بزرگترین فروشگاها رو میدن یه  کشک خشک و خالی تو این سوپر مارکتاشون یافت نمیشه. اینه که اینجا بخصوص تو خونواده ما  ترش مزاجان؛که تو ایران همیشه دو تا لپامون پر از کشک بود ؛ یه ضرب المثل هست که میگه: کشک طلاست! بر وزن (وقت طلاست )
خلاصه اونشب هم ما همش از این درو اون در میگفتیم و یاد گذشته ها میکردیم که اون موقع ها که من خونه شون بودم یواشکی تا صبح بیدار میموندیم و زیر لحاف لیمو و نمک میخوردیم!  
این بود که ما هم که خانوادتاْ کشته ی چیزای ترشیم ؛ آب تو دهنون جمع شد و دلمون هوس یه چیز ترش کرد. واسه همین هم طاقت نیاوردیمو ۳ تایی حمله به سمت آشپز خونه. در فیریزرو که باز کردیم دیدیم به به! چه کشکایی!اونجا بود تصمیم گرفتیم یه حالی به کیسه ی ۵ کیلویی کشکا بدیم و دیگه همینطور نوبتی تا صبح میرفتیم آشپز خونه و کاسه رو پر میکردیم!
همون شب صحبت از وبلاگا شد و از مطالب دیگران و مهیا پیشنهاد داد که ما هم یه وبلاگ ۳ تایی بزنیم و ما هم قبول کردیمو گشتیم دنبال یه اسم واسه وبلوگمون. هر کدوم یه نظری دادیم ولی از اونجایی که تا خرخره کشک خورده بودیم حسابی خرفت شده بودیم و مغزمون کار نمیکرد! یه جورایی ۳ تاییمون احساس کشک شدن بهمون دست داده بود و تو این فکر بودیم که صبح(ظهر) که بیدار شیم و بریم جلو آینه احتمالا یه گلوله کشک میبینیم. اونجا بود که من در کمال خرفتی چشمم به کاسه ی کشکا افتاد و جرقه ای به مغزم زد و فریاد زدم: یافتم یافتم....
نه ببخشید اون که من نبودم! من فریاد زدم کشک! کشک!....
و با مساعد بودن نظر دو کشک دیگر تصمیم گرفتیم نام وبلآگ خود را ۳ کشک بگذاریم.
البته بد خواهان از این صداقت من که اعتراف به خرفتی کردم سواستفاده نکنن و بگن اینا تو هپروت بودن این اسمو رو وبلوگشون گذاشتن. نخیر! ما همون فردا صبح که بیدار شدیم رفتیم جلو آینه و دیدیم که کشک نشدیم!  باز هم بر این موضوع متفق بودیم که اسم وبلآگ ما سه کشک خواهد بود و هنوز هم هستیم.....


 
چهارشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1382
برنامه های چیپ!!!....

کشک اول:

یه دو ماه پیش به اصرار مامان خانم و یه کمی هم من یه یارویی رو  اوردیم که این انتن ما رو که یه یک سالی بود داشت خاک میخورد تنظیم کنه.خلاصه از دو ماه پیش ما دوباره این کانالارو گرفتیم و چقد هم که تو این یک سال عوض شدن تازه تعداد کانالاشم زیاد شده.دیگه داره از تلویزیونای لاریجانی هم بیشتر میشه.
ولی خدا وکیلی بعضی برنامه هاش خیلی مسخرس . یعنی دیگه کم اوردن.یکی از این برنامه های خوشکلشون که اکثر کانالا هم گذاشتن همین برنامه آهنگهای درخواستی با کبری و صغراو اکبر و اصغر وسِکینه و... هست که منو کشته.اخه من نمیدونم این ادما کارو زندگی ندارن زنگ میزنن < الو! سلام قربونت برم! چقدر شما خوشکلی!> یا مثلا < وای شما چقدر شبیه دختر عمه خاله ی همسایه مایید!>بعد از این هم که کلی هندونه گذاشتن زیر بغل یارو میگن <  لطفا یه اهنگ  واسه پسر خاله ی عمه ی بابام تو شلنگستون پخش کنید. >خوب مرتیکه یا زنیکه این پول تلفونتو برو بده یه نوار یا سی دی سوپراوریجینال بخر بده به فامیلت.تا اخر عمرش هم دارتش. من نمی دونم اینا چی بهشون میرسه هی زنگ میزنن به این برنامه های چیپ! بعدشم دیگه همه کانالا از این برنامه ها دارن تازه علاوه بر اینا همیشه هم یکی از کانالا داره اهنگ ایرانی پخش میکنه که اگه حداکثر تا یه ساعت بشینی پای تلویزیون  میتونی هر اهنگی که دلت میخواد بشنوی .
حالا اگه برنامه اهنگ های خارجی باشه یا مثلا  یه چیزی که بقیه ی تلویزیونا شب تا صبح نداشته باشن اون یه چیزی مثلا برنامه بیت نسبتا خوبه و الکی نیست هم مجریش هی ناز و عشوه خرکی نداره و هم اینکه اهنگایی که میذاره همه جا نمیذارن. مثلا اهنگهای متالیکا  یا خیلی از اهنگهای راک و ماک رو حتی تلویزیون های خارجی هم نمیذارن . خوب این حالا اگه ادم  برنامشو هم دوست نداشته باشه باز میشه به عنوان برنامه قبولش کرد. چون لااقل متنوع هست. البته مسلما این روزا اهنگای خارجی طرفدا زیاد داره .چون هر چی باشه از بعضی از این اهنگای دیشدیندیرین جواد یساری و دارو دستش بهتره. 
گفتم جواد یساری یادم افتاد به جوادای هم تبارش  مث این جلال همتی و حجی جون ! اقا این برنامه حجیجون هم اخرشه . با جی لنو شو رقابت داره ! از نظر دستور غذا و اشپزی هم که با کانال الیچه (الیس) ایتالیا و اشپزای برنامه دویل کوک المان و کلا اشپزای ایتالیایی و فرانسوی و ....   رقابت داره . خلاصه معرکس!ایشون  با این برنامه اشپزیشون باید میرفت شف هتل هایت میشد نه خواننده کاباره .
چه یارو جلو خودشم پا شده اسم برنامشو گذاشته حجی جون!
 کلا این دارو دسته اینا اعجوبه هایی اند واسه خودشون. یکی این حجی و یکی هم اون شهناز جی! یکی هم این جلال همتی که با او اهنگای بند تنبونیش و قر کمراش منو کشته!
اینا هم عالمی دارن واسه خودشون ! واسه من یکی کهاصلا قابل درک نیست!   
حالااز این برنا مه ها که بگذریم این اگهی هاشونم دیگه شورشو دراوردن. البته بعضی هاش خوبه ولی بعضی هاش دیگه خیلی الکی! مخصوصا این اگهی های دبی ! ای الکی تبلیغ میکنن! این فامیلای ما که از ایران اومده بودن یه ۶۰۰ تا اسم مرکز خرید یاد گرفته بودن که ما تو عمر دبی بودنمون اصلا نشنیده بودیم . بعدشم میگفتن اقا اینجاخیلی خوبه جنسای خوب داره ! ارزونه!  خلاصه ما هم گفتیم خوب حتما راست میگن بریم خوب اگه خوبه ما هم بخریم .
صد رحمت پروردگار به لُنگ! اخه اینم شد لباس . بُنجل فروشی باز کردن!
یکیش همین دی تو دی ! الکی تبلیغ می کنه هیچی هم نداره. همچین تو تبلیغش یارو از ایران میادو از فرودگاه یه راست میره دی تو دی که  ادم فکر میکنه چی داره!
خلاصه باور نکنید! اینا همش الکی ! خواستید بیاید دبی بگید من خودم ادرس بدم برید خرید کنید از ۱۰۰ تا این دی تو دی هام بهتره!باشه؟..... افرین!....


 
سه شنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1382
بالا خره درست شد...
 

 
سه شنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1382
هوالباقی.....

کشک اول
:

سلام :
حالو احوال چطوره؟ اول یه شکایت بکنم از این بلاگ اسکای که اصلا این با من لجه!. آخه هر چی من تو این وبلاگ تایپ میکنم پاک میکنه . یا متنامو پاک میکنه یا نظرات گهر بار دوستانو.
خلاصه نمیدونم حسادت میورزند بعضیها!!!...ولی به کوری چشم حسودان و بدخواهان وبلاگ پر طرفدار و پر بیننده و پر نظر دهنده و فوتبال دوست و زیبا و پر مسما(بادمجون!!!) ما ؛ من از رو نمیرم و باز هم مطلب مینویسم.
راستی دوباره من اینرو ذکر کنم که از استعفای کشک دوم خیلی ناراحتم و ازش میخام که برگرده (البته من قزوینی نیستم ها (جون خودم!!!) اگه نمیخوای خوب بر نگرد.)
ولی از طرف دیگه خوشحالم که این باعث شد که کشک سوم از خواب بیدار شه و برگرده (چه خوب!!! ) و اینجا مطلب بنویسه. ولی مث اینکه دوباره خوابش برده یا یه چن روزی که دوباره فارسی یادش رفته خلاصه بهر حال بهش چاووو میگم...
این مطالبی هم که این بغل صفحه مشاهده میکنید آخرین کلماتی بود که کشک۲ (خدا بیامرز)هنگام ترک این وبلاگ نوشت.
خلاصه اشکال نداره بالا خره هممون رفتنی هستیم.حالا یکی زودتر یکی دیرتر.(میگم.!!! فکر کنم این مال یه چیز دیگه بود. نه؟؟!!!...)
از دوستان خواهش میشه برای شادی روح و جسم آن عزیز دعا کنید. و گریه نکنید ( ایشالا که پول اجاره خونه جور میشه. طلبکارا هم آلزایمر میگیرن.)
خوب ما فعلا بریم بخوابیم .....
خدافظ تا بعد......پیروز(ی) و موفق باشید.....


تعداد بازدیدکنندگان : 112223


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها